زهير بن قين بن قيس انماري بجلي

نفحات صبح؛ در متن زیر اشاره ای کوتاه به معرفی یاران باوفای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام میکنیم.یارانی که جانانه و عاشقانه شور شیدایی رابا اخلاصی تمامدر راه امام و مقتدای خویش نثار کردند.

زهير بن قين بن قيس انماري بجلي

«زهير» مرد شريفي در بين قوم خود بود و در كوفه زيست مي‌كرد. او مردي شجاع بود و در جنگ‌ها، هماره به نام‌آوري شهرت داشت. (۱) .«زهير» فرزند «قين بجلي» از ياران رسول خدا بود؛ اما پس از رحلت پيامبر و بر اثر تبليغات وسيع «معاويه»، مي‌پنداشت كه امام علي عليه‌السلام در ريختن خون «عثمان» سهيم بوده است. از اين‌رو نسبت به امام علي عليه‌السلام و فرزندانش علاقه‌اي نشان نمي‌داد. گفته‌اند او نيز به «عثمان بن عفان» ابراز مودت مي‌كرد؛ اما بر ما روشن نيست كه او تا كجا و چه مقدار از اهل بيت روي‌گردان بوده است. هر چه بود، او به دست سالار شهيدان حسين عليه‌السلام در راه كربلا گام نهاد. (۲) او در اين راه جان خود را نثار كرد و در نبرد، سخت مورد اعتماد امام عليه‌السلام بود، به گونه‌اي كه امام او را به فرماندهي جانب راست سپاه خود منصوب فرمود.او در وقت نماز ظهر -به امر امام - سپر جان آن حضرت شد. امام گاه او را براي احتياج، به سمت لشكر دشمن مي‌فرستاد. امام به او مأموريت سخن گفتن داد. مردانگي او در درگيري با آن قوم همراه بيش از اين گذشت. از اينجا به بعد قدري بيشتر از آن بزرگمرد حامي حسين عليه‌السلام خواهيم گفت.

راهيابي به بارگاه دوست

كاروان امام به «زرود» رسيده بود، كاروانيان همه بارها را گشوده بودند تا قدري بياسايند. (۳) «زهير» از سفر حج به سمت كوفه بازمي‌گشت. مقصد او با امام حسين عليه‌السلام يكسان بود و وجود آب و آبادي او را آرام آرام به «زرود» كشانيده بود. از قضا امام حسين عليه‌السلام هم در همان منطقه، نزديك خيمه «زهير» بار نهاده بود. زهير در طول سفر، خود را از حسين عليه‌السلام و يارانش پنهان مي‌كرد تا مبادا او را به جهاد تكليف كنند؛ اما روز موعود فرارسيده بود. او با گروهي از بستگان و ياران بر سر سفره غذا نشسته بود كه ناگاه سفير امام سررسيد و زهير را فراخواندزهير غافلگير و درمانده شده بود. همسر او زهير را از تحير به درآورد و گفت: «منزه است خدا، آيا پسر پيامبر كسي به سوي تو مي‌فرستد ولي تو او را بي‌پاسخ مي‌گذاري؟ برخيز تا دريابي ذريه پيامبر چه درخواستي دارد و سپس برگرد». زهير از جاي برخاست و به خدمت امام شرفياب شد. ابي‌مخنف نوشته: «دلهم» همسر زهير دختر «عمرو» براي من حكايت كرد، مدت زماني نگذشته بود كه زهير با سرعت و با صورتي شادمان به سوي يارانش بازگشت و دستور داد خيمه‌اش را جمع كنند و آن را به طرف خيمه امام حسين عليه‌السلام و يارانش منتقل و در آنجا برپا كنند. سپس رو به من كرد و گفت: «تو را طلاق دادم، به خويشان خود ملحق شو. دوست ندارم كه به سبب من به تو مصيبتي رسد، تنها خير شما را خواهانم». (۴)

درسي كه مي‌توان گرفتجاي آن دارد كه همسران باوفا، خيرخواهي بر شوهران خود را از همسر باوفاي زهير بياموزند. او همسرش را به حق دعوت و در واقع، امر به معروف كرد. پس از كلام همسر «زهير» بود كه زهير از حيرت به درآمد و راه هدايت بر او هموار شد. بر دوستان و ياران نيز بايد اين گونه باشند. به حتم كسي كه ديگري را در خيري ياري رساند، در عمل نيك او شريك خواهد بود همان گونه كه اگر ديگري را در پي كاري نامطلوب و ناپسند تحريك سازد، به همان مقدار از آن گناه و معصيت را نصيب خود ساخته است.

دعوت زهير از خويشان

طبري مي‌گويد: پس از آن كه زهير به خدمت امام حسين عليه‌السلام رسيد و عزم ياري او را داشت، به خيمه خود بازگشت و به ياران خود گفت هر كه از شما دوست دارد در ياري فرزند پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در آيد رخت بربندد وگرنه اين آخرين ديدار ماست. سپس او خاطره‌اي چنين بيان كرددر غزوه «بحر» و بنا بر گفته طبري بلنجر چون فاتح آن جنگ شديم و غنايم فراواني نصيب ما گشت، همه ما خوشحال و مسرور بوديم. هنگامي كه «سلمان فارسي» خشنودي ما را ديد گفت: «آيا شما به فتح و غنايمي كه خداوند نصيب شما كرده اين گونه خوشحالي مي‌كنيد؟

زهير و نخستين اعلان وفاداري

زهير به سپاه امام پيوسته بود. ابومخنف مي‌گويد: حر مي‌خواست هر كجا صلاح ديد امام و سپاهش را فرود آورد. او بين راه با امام برخورد كرده بود و امام سخن او را وقعي نمي‌نهاد و به حركت ادامه مي‌داد. تا اين كه به «ذوحسم» رسيدند. امام در جمع خطبه‌اي ايراد فرمود: «مي‌بينيد كه بر ما چه پيش آورده‌اند...» خطبه پايان يافت و زهير از جاي برخاست و به يارانش گفت: «آيا شما سخن مي‌گوييد يا اين كه من تكلم كنم»؟ گفتند: «تو بگو». پس حمد الهي گفت و درود بر او فرستاد و گفت: «قد سمعنا هداك الله يابن رسول الله مقاتلك، و الله لو كانت الدنيا لنا باقية، و كنا فيها مخلدين، الا ان فراقها في نصرك و مواساتك، لا ثرنا الخروج معك علي الاقامة فيها؛ (۵) اي پسر رسول خدا، سخنان شما را شنيديم، خدايت هدايت كند؛ به خدا سوگند، اگر دنيا براي ما باقي باشد و ما در آن هميشگي باشيم و تنها جدايي از آن در ياري و همراهي شما باشد، قيام در ركاب شما را بر هميشه زيستن در آن ترجيح مي‌دهيم». پس از آن، امام در حق او دعا فرمود و از خداوند برايش طلب خير كرد.درسي كه مي‌توان گرفت: اين اولين خطبه‌اي است كه زهير در برابر امام خواند و هدف خود - پايمردي و ثبات قدمش - را بيان داشت. آري او حيات هميشگي داشتن را با حمايت از امام برابر نمي‌داند؛ بلكه حمايت از امام را مقامي بلندتر و رفيع‌تر مي‌داند.

آمادگي زهير براي جهاد

امام حسين با بيعت‌شكني مردم كوفه روبه‌رو شده بود. عزم بازگشت كرد تا از درگيري با سپاه بي‌شمار يزيد بپرهيزد. رو به حر بن يزيد رياحي كه از فرماندهان سپاه ابن‌سعد بود كرد و فرمود: «دعنا ننزل في هذه القرية؛ بگذار به اين دهكده فرود آييم». مرادشان «نينوا»، «غاضريات» يا «شفيه» بود. اما حر پيشنهاد امام را نپذيرفت. (۶) .زهير به امام عرض كرد: «يابن رسول الله، ان قتال هولاء اهون علينا من قتال من ياتينا من بعدهم فلعمري لياتينا ما لا قبل لنا به؛ اي پسر پيامبر خدا، جنگيدن با اين گروه، بر ما آسان‌تر از آن سپاه بيكراني است كه بعد از اين بر ما فرود خواهد آمد. به جانم قسم سپاهي در برابر ما فرود خواهد آمد كه بي‌كران است».امام فرمود: «ما كنت لابدأهم بقتال؛ من هرگز شروع‌كننده نبرد با اينها نخواهم بود». زهير راه ديگري را پيش نهاد و گفت: «سربنا الي هذه القرية حتي تنزلها فانها حصينة و هي علي شاطي‌ء الفرات؛ با ما حركت كن تا به سوي اين قريه حركت كنيم و در آن جا فرود آييم كه اين منزلگاه در نزديكي فرات و محل امني است؛») آنجا جاي مناسبي براي كارزار بود، بدين سبب كه درگيري دشمن با اصحاب حسين عليه‌السلام تنها از يك طرف امكان مي‌داشت (امام فرمود: «نام آن چيست»؟ زهير پاسخ داد: «عقر» امام فرمود: «نعوذ بالله من العقر؛ از عقر به خدا پناه مي‌برم» سپس امام عليه‌السلام در همان منزل فرود آمدند.(۷)

درسي كه مي‌توان گرفتروشن است كه زهير تلاش داشته در مشكلات امام را ياري رساند و به بهترين گونه به اهداف عالي خود دست يابد.

تجديد بيعت با امام در روز دوم محرم

روز دوم محرم سال ۶۲ امام با ياران خود به كربلا رسيد. (۸) پس از اين كه خطبه‌اي خواندند و از بي‌وفايي مردم و بي‌ديني آنها خبر دادند، آمادگي خود را براي مرگ و زير سلطه ستمگران نرفتن بيان فرمود. بعضي از ياران از جاي برخاستند و آمادگي خود را اعلام كردند. از جمله آنها زهير بود كه پيش از همه تجديد بيعت كرد: «سمعنا يابن رسول الله مقالتك، و لو كانت الدنيا لنا باقية و كنا فيها مخلدين لاثرنا النهوض معك علي الاقامة فيها؛ (۹) اي فرزند رسول الله گفتارتان را شنيديم، اگر دنيا براي ما ماندني و هميشگي باشد، قيام همراه با شما را بر هميشگي زيستن ترجيح داديم».

خطبه و احتجاج زهير در روز نهم

روز پنج شنبه نهم محرم، پس از عصر بود. ابومخنف گزارش كرده: در اين هنگام امام حسين عليه‌السلام جلوي خيمه خود نشسته بود، تكيه به شمشير خود داشت و سر را بر زانو نهاده، و در حالت بين خواب و بيداري بود. پس زينب عليهاالسلام به او نزديك شد و گفت: «يا اخي! اما تسمع الاصوات قد اقتربت؛ اي برادر آيا صداها را نمي‌شنوي كه به ما نزديك شده است» پس از آن شمر فرياد برآورد: «يا خيل الله! اركبي و ابشري بالجنة؛ اي لشكر خدا! سوار شويد، شما را به بهشت بشارت باد» ابالفضل عليه‌السلام به امر امام عليه‌السلام با بيست نفر از ياران چون حبيب و زهير، رهسپار ميانه ميدان شدند تا از اوضاع اطلاع يابند. دشمن گفت: «امر امير است كه يا به فرمانش در آييد يا آماده جنگ شويد» عباس به سوي برادر بازگشت و از ياران همراه خود خواست كه شتاب نكنند و آن قوم را موعظه كنند، تا او به سوي اباعبدالله الحسين عليه‌السلام بازگردد و از امام كسب تكليف نمايدزهير پس از حبيب، در پاسخ «عزرة بن قيس» هنگامي كه به حبيب گفت: «هر چه مي‌تواني از خود تعريف كن» اين گونه گفت: «ان الله قد زكاها و هداها فاتق الله يا عزرة، فاني لك من الناصحين أنشدك الله يا عزرة ان تكون ممن يعين الضلال علي قتل النفوس الزكية؛ خداوند حبيب را پاك قرار داده و هدايت كرده است. اي عزره! از خدا بترس، من خيرخواه تو هستم. تو را به خدا سوگند مي‌دهم تو از كساني نباشي كه با كشتن جان‌هاي پاك، گمراهي و ضلالت را حمايت كني». عزره در پاسخ گفت: «اي زهير! تو نزد ما از شيعيان اهل اين بيت نبودي، تو تنها بر اعتقاد و رأي عثماني‌ها مشي مي‌كردي» زهير گفت: «آيا اين كه اكنون در اين جايگاه قرار گرفته‌ام، خود دليل اين نيست كه از آنها هستم؟ آگاه باش! به خدا قسم، هرگز نه نامه‌اي به سوي حسين نوشته‌ام، و نه هرگز كسي را به عنوان پيام‌رسان به خدمتش گسيل داشته‌ام، و هرگز او را وعده ياري نداده‌ام. آري، تنها در راه با او برخورد كرده‌ام. وقتي او را ديدم ياد رسول الله صلي الله عليه و آله و مقام و منزلتي كه حسين نزد او داشت افتادم و دانستم كه دشمنش و حزب شما چگونه به استقبال او مي‌آيد. از اين رو بر خود لازم ديدم كه او را ياري كنم و از حزب او باشم و جانم را براي حفظ جانش فدا سازم؛ چون ديدم كه شما چگونه حق رسول و فرستاده او (مسلم بن عقيل) را ضايع و تباه ساختيد (۱۰) و به استقبال فرزند پيامبر و خاندان و اهل بيت او و بندگاني از اهالي اين شهر آمده‌ايد تا آنها را به قتل رسانيد، در حالي كه آنها بندگاني عبادت‌پيشه و شب‌زنده‌دار، سحرخيز، و فراوان به ياد خدايند» عزره بن قيس در پاسخ گفت: «هر چه مي‌تواني از خود تعريف كن». (۱۱) .عباس بن علي عليه‌السلام سررسيد و آن شب مهلت خواست. آنها پس از مشورت مهلت دادند و ياران حسين عليه‌السلام بازگشتند.(۱۲)

درسي كه مي‌توان گرفت:نكته اينجاست كه ديگران نيز مي‌دانستند، زهير از شيعيان نبوده، اما تأمل در سخنان او، روشن مي‌سازد كه او به خوبي امام و سپس ياران شب‌زنده‌دارش را شناخته، به ديگران مي‌شناساند.

زهير و حمايت از امام حسين در شب عاشورا

پس از سخنان امام حسين عليه‌السلام در شب عاشورا و برداشتن بيعت خود از گردن همگان، عباس بن علي عليه‌السلام و ديگران از اهل بيت عليهم‌السلام و نيز ياران بزرگ آن حضرت چون «مسلم بن عوسجه»، «سعيد بن عبدالله» و «زهير» به حمايت از امام از جاي برخاستند و با او تجديد ميثاق كردند. زهير در پاسخ به امام خود اين گونه گفت: «و الله لوددت اني قتلت ثم نشرت ثم قتلت حتي اقتل علي هذه الف مرة و ان الله عزوجل يدفع بذلك القتل عن نفسك و عن انفس هولاء الفتيان من اهل بيتك؛ (۱۳) به خدا قسم، دوست دارم كه كشته شوم، سپس برانگيخته شوم و تا هزار بار ديگر كشته و زنده شوم تا بدين سبب از جان شما و جوانان اهل بيت شما بلا به دور ماند».

درسي كه مي‌توان گرفت:شناخت حقيقي مقام بلند امامت و ولايت چنان شهامت و رشادت را برمي‌انگيزاند كه فرد، پذيراي هزاران شهادت براي ماندگاري ولي خود خواهد شد.

multi97-1 دریافت فایل چندرسانه ای مراسم شب اول محرم97

فیلم، صوت و تصاویر شب اول محرم 1397

multi97-2 دریافت فایل چندرسانه ای مراسم شب اول محرم97

فیلم، صوت و تصاویر شب دوم محرم 1397

تصاویری-از-مراسم-عزاداری-و-مقتل-خوانی-در-ظهر-عاشورا-مسجد-مقدس-جمکران با مقتل خوانی دکتر آقا تهرانی و مداحی حاج مهدی سلحشور؛

تصاویری از مراسم عزاداری و مقتل خوانی در ظهر روز عاشورا

ام-عمرو-جُنادة-همسر-جنادة-بن-کعب-انصارى معرفی زنان حاضر در کربلا(8)؛

ام عمرو جُنادة همسر جنادة بن کعب انصارى

ام-خلف-همسر-مسلم-بن-عوسجه معرفی زنان حاضر در کربلا(7)؛

ام خلف همسر مسلم بن عوسجه

حنظلة-بن-سعد-اسعد-شبامي لشکر عشاق(14)/معرفی یاران امام حسین(ع)؛

حنظلة بن سعد اسعد شبامي

نافع-بن-هلال-الجملي لشکر عشاق(13)/معرفی یاران امام حسین(ع)؛

نافع بن هلال الجملي

فایل-صوتی-سخنرانی-و-روضه-حجت-الاسلام-و-المسلمین-آقا-تهرانی در شب تاسوعای حسینی / مسجد مقدس جمکران؛

فایل صوتی سخنرانی و روضه حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی

مراسم-شب-تاسوعا-در-مسجد-مقدس-جمکران-صوت با مداحی حاج مهدی سلحشور و کربلایی جواد احمدی؛

مراسم شب تاسوعای حسینی در مسجد مقدس جمکران / صوت

مراسم-شب-تاسوعای-حسینی-در-هیئت-فاطمیون-قم-فیلم با مداحی حاج مهدی سلحشور و کربلایی جواد احمدی؛

مراسم شب تاسوعای حسینی در هیئت فاطمیون قم / فیلم

تصاویری-از-متن-و-حاشیه-های-شب-تاسوعا-در-هیئت-فاطمیون-قم با مداحی حاج مهدی سلحشور و کربلایی جواد احمدی؛

تصاویری از متن و حاشیه های شب تاسوعا در هیئت فاطمیون قم

برير-بن-خضير-همداني-كوفي لشکر عشاق(12)/معرفی یاران امام حسین(ع)؛

برير بن خضير همداني كوفي

مراسم-شب-هشتم-ماه-محرم-الحرام-در-هیئت-فاطمیون-قم-صوت با نوای حاج مهدی سلحشور و کربلایی جواد احمدی؛

مراسم شب هشتم ماه محرم الحرام در هیئت فاطمیون قم / صوت

آخرین صوت ها
COM_HWDMS_MEDIA_TYPE

شب ششم محرم1397، واحد تند

COM_HWDMS_MEDIA_TYPE
This text will be replaced
COM_HWDMS_MEDIA_TYPE

شب ششم محرم1397، زمینه

COM_HWDMS_MEDIA_TYPE
This text will be replaced
COM_HWDMS_MEDIA_TYPE

شب ششم محرم1397، نوحه

COM_HWDMS_MEDIA_TYPE
This text will be replaced
COM_HWDMS_MEDIA_TYPE

شب ششم محرم1397، واحد

COM_HWDMS_MEDIA_TYPE
This text will be replaced
COM_HWDMS_MEDIA_TYPE

شب ششم محرم1397، شور

COM_HWDMS_MEDIA_TYPE
This text will be replaced
COM_HWDMS_MEDIA_TYPE

شب پنجم محرم1397، زمینه

COM_HWDMS_MEDIA_TYPE
This text will be replaced

dvd